تبليغاتX
میلیونر شدن با 5000 تومان ,کسب درآمد میل

میلیونر شدن با 5000 تومان ,کسب درآمد میل

دویست و هشتادو هشت میلیون تومان به عابر بانک شما کاملا ایرانی

در این کشور قیمت سه تا تخم مرغ 100میلیارددلار است!+عکس

به نقل از برنا، حدس بزنید با این صد میلیارد دلار می توان چه چیزی در زیمباوه خرید؟ 

اینجا زیمباوه است کشوری که واحد پولش دلار است اما با این تفاوت که هر 25 میلیون دلار زیمبابوه معادل یک دلار آمریکا است!حال تصور کنید کسی با این پول بخواهد خرید کند. به عکس زیر توجه کنید:


این مرد در حال رفتن به سوپرمارکت برای خرید چند قلم جنس است.



این کوه پول معادل یکصد دلار آمریکا است!



به همین دلیل اسکناس های 50 میلیون دلاری ضرب شدند!


و بعد هم اسکناس های 250 میلیون دلاری


حال تصور کنید شخصی برای خرید یک تی شرت به فروشگاه رفته است:

- ببخشید! قیمت این تی شرت چقدر است؟
- خیلی ارزان، در حدود 3 میلیارد دلار!


ماه مه اسکناس های 500 میلیون دلاری به بازار آمدند


و ماه ژوئن نوبت به ورود اسکناس های 25 و 50 میلیارد دلاری رسید


و در انتها اسکناس 100 میلیارد دلاری!


حدس بزنید با این صد میلیارد دلار می توان چه چیزی در زیمباوه خرید؟ 

فقط سه تا تخم مرغ!!


مردم با یک بغل پول به رستوران می روند! و این هم صورتحساب غذا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 12:58  توسط hossein  | 

تصویر دوران كودكی عادل فردوسی پور

عكس 11 سالگی عادل فردوسی پور در سال 1364 به همراه برادر و خواهرش



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:40  توسط hossein  | 

نخستین تصاویر منتشرشده از کربلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:10  توسط hossein  | 

آیا می دانستید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند.

پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.

هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارم، در هنگام نوشيدن آب، مرا بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 17:25  توسط hossein  | 

آیا میدانستید ؟ !

 آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟

آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟

آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟

آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟

آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است ؟

آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود ؟

آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟

آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟

آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند

آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟

آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند

آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند ؟

آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند ؟

آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است

آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند

آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد ؟

آیا میدانستید که برای اینكه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ كیلو سیب زمینی بخورید ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 17:20  توسط hossein  | 

جک و اس ام اس!

به یکی از دوستام میگم چرا زن نمیگیری؟
میگه هنوز پدرزن ایده الم رو پیدا نکردم 

اگه کسی یک ماه پیش همه زندگیش را طلا خریده بود ، الان کل زندگیش یک و نیم برابر شده بود 

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..
3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

غصنفر رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟!
یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. غصنفر یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

ساعت ۵ صبح ، من صبحانه میخوردم و فرزندم شام... و من به فاصله ی نسل ها می اندیشم 

يه روز غصنفر ميره خواستگاري,مي بينه دختره سيبيل داره.بهش ميگه شما چرا سيبيل داري؟ دختره گريه مي كنه. غصنفر مي ره از دلش در بياره, ميگه چرا گريه مي كني؟ مرد كه گريه نمي كنه

غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته.
 موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه … کسي به زولوبيا دست نزنه!

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 17:7  توسط hossein  | 

10 خودرو پیشرفته امروز دنیا

صنعت خودروسازی روز به روز پیشرفت می کند و در هر مرحله از این تکامل فن آوری های جدیدی را به خود می بیند. پیشرفت تکنولوژی نه تنها باعث آسایش و امنیت بیشتر سرنشینان می شود بلکه از رکود این صنعت جلوگیری می کند.

در ادامه به ۱۰ اتومبیل جدید که از آخرین تکنولوژی های روز بهره می برند اشاره می کنیم:

۱) ب ام و سری۷

ب ام و سری ۷ با بهره گیری از دوربین های مختلف در دور تا دور خودرو و گستره دید ۳۶۰ درجه یکی از مجهزترین اتومبیل های جاده ای به حساب می آید که حتی از مرسدس E-۳۵۰ نیز مدرن تر است.
دوربین های جلویی با بهره گیری از تکنولوژی دید در شب اشیا، حیوانات و انسان ها را شناسایی کرده و با یک نور زرد به راننده هشدار می دهند. در کنار آینه داخلی نیز از همین نوع دوربین ها کار گذاشته شده است تا با خواندن تابلوها راننده را از سرعت غیرمجاز آگاه سازد. این سیستم می تواند رانندگی در شب یا هوای بارانی را نیز تشخیص دهد و علائم را با دقت بیشتری بخواند.

۲) مرسدس E-۳۵۰

اگرچه مرسدس E-۳۵۰ نمی تواند علائم جاده ای را بخواند اما به دوربین هایی مجهز است که وجود عابر پیاده در جاده را هشدار می دهد در ضمن این خودرو می تواند تشخیص دهد که راننده مسافت زیادی را پیموده است و به او هشدار می دهد. برای این کار از ۷۰ متغیر مختلف استفاده شده است تا بتواند در بهترین زمان ممکن راننده را مطلع سازد(برای مثال مدت زمان رانندگی و خروج ناگهانی از لاین دو نمونه از این متغیرها هستند.)

۳) اپل (واکسال) اینساینیا

اپل همانند ب ام و می تواند علائم جاده ای را توسط دوربینی که نزدیک آینه نصب شده است، بخواند. برای علائم موجود در اروپا اینساینیا از فاصله ۳۰۰ متری با سرعت ۳۰۰ فریم در ثانیه تصاویر را ضبط و آنها را با بانک وسیع اطلاعاتی خود مقایسه می کند تا به راننده هشدار دهد. این فن آوری در زمان هایی که علائم زیادی در جاده وجود دارند بسیار کارآمد است.

۴) ولوو XC۶۰

این اتومبیل می تواند با استفاده از کروز کنترل سازگار در سرعت کمتر از ۱۰ مایل بر ساعت خود به خود رانندگی کند! سامانه ایمنی شهری موانع و اتومبیل های دیگر را شناسایی کرده در صورت لزوم سرعت را کم می کند تا از برخورد جلوگیری به عمل آورد.

۵) اینفینیتی M

امروزه اختراع اینفینیتی یعنی سیستم نگه دارنده در لاین، در اغلب خودروهای مدرن مشاهده می شود. این سامانه در صورت خروج ناگهانی اتومبیل از لاین، هشدار می دهد اما ابداع جدید این کمپانی ژاپنی می تواند دوباره ماشین را به لاین خود بازگرداند!
اما این تنها نقطه قوت M نیست. سیستم کنترل هوای جدید می تواند وجود گاز و بوی نامطبوع را در خودرو تشخیص دهد و با بستن دریچه های خارجی، هوا را تصفیه کند. در ضمن می توانید سیستم را روی حالتی قرار دهید که نسیم و رایحه جنگل را شبیه سازی کند!

۶) فولکس واگن جتا TDI

بخش عمده ای از تکنولوژی جتا TDI در زیر کاپوت آن قرار دارد نه داخل کابین! این اتومبیل از یک موتور استثنایی دیزل استفاده می کند که ضمن تولید نیروی مناسب باصرفه ترین موتور جاده ای از نظر مصرف سوخت برای یک خودروی غیرهیبریدی به شمار می آید.
این پیشرانه از یک توربو شارژ استفاده می کند که به صورت الکتریکی کنترل می شود. در ضمن سیستم تزریق سوخت جدید، سوخت را به شکل دقیق تری به سیلندرها می فرستد. مجموعه اگزوز نیز به شکل پیشرفته ای کنترل می شود تا این اتومبیل کاملا دوستدار محیط زیست باشد.

۷) آکورا ZDX

رانندگی نباید خسته کننده باشد، به خصوص در یک سفر جاده ای طولانی! آکورا ZDX با ۱۰ بلندگو که در مجموع ۴۳۵ وات توان دارند پیشرفته ترین سیستم صوتی را به مشتریان عرضه می کند. این سیستم که توسط الیوت شینر برنده جایزه «گرمی» طراحی شده است تک تک صداها را شناسایی و پخش می کند.

۸) کرایسلر گراند کاراوان

وجود تلویزیون و دیدن برنامه زنده در خودرو موضوع جدیدی نیست اما با استفاده از سیستم FLOTV که به وسیله «کوالکام» توسعه یافته است کرایسلر گراند کاراوان به طیف وسیعی از شبکه های تلویزیونی از کانال های ورزشی گرفته تا فیلم و سریال دسترسی دارد. این سرویس برای ارائه کیفیت بهتر از سیگنال های دیجیتال چندگانه استفاده می کند.
آنتن در قسمت جلویی سقف نصب می شود و در داخل سه صفحه نمایش وجود دارد که مانیتور مربوط به راننده فقط در زمان پارک بودن اتومبیل قابل استفاده است.

۹) فورد فیوژن هیبریدی

فورد فیوژن هیبریدی از یک سیستم نمایش جدید برای نشان دادن مصرف انرژی استفاده می کند. در هنگام حرکت علائم کوچکی در کنار نشانگرها ظاهر می شود. هرچه راننده کمتر ترمز و اقتصادی تر رانندگی کند این علائم بزرگ تر می شود.
نشانگرهای این اتومبیل به صورت دیجیتال هستند و می توان با چرخاندن دکمه ای حالت آن را تغییر داد.

۱۰) تویوتا پریوس

به رغم موضوع گیرکردن پدال های گاز، تویوتا هنوز منبع ارزشمندی برای پیشرفت های تکنولوژیکی به حساب می آید. در پریوس، سقف خورشیدی می تواند به عنوان منبع انرژی برای سیستم تهویه در زمانی که خودرو زیر آفتاب داغ پارک شده است عمل کند. تنها نکته منفی آن صدای خودرو در زمانی است که خود را خنک می کند!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 10:18  توسط hossein  | 

فوتبالیست‌های معروف قبلا چه کاره بودند !

خبر ورزشی : بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس می گوید سید مهدی رحمتی از سپاهان یک میلیارد تومان پول گرفته است. گلر زردها به خشم می‌آید و می‌گوید: «من خیلی زحمت کشیدم که به اینجا رسیدم. زمانی که با ماشین در خط راه‌آهن-خانی آباد مسافرکشی می‌کردم این آقایان کجا بودند؟ هنوز به محله قدیمی‌امان می‌روم، همان جایی که مسافرکشی می‌کردم. کار کردن را عار نمی‌دانم.»

سرگذشت اغلب فوتبالیست‌های معروف چنین است. آنها که معمولا فوتبال را از زمین‌های خاکی جنوب شهر شروع کرده‌اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده‌اند تا تبدیل به آدم‌های متمولی شوند. حرف‌های سید مهدی رحمتی بهانه‌ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست‌ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می‌کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند. در گذشته فوتبالیست‌ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول‌های هنگفتی را به جیب بزنند. برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.

پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتح‌آبادی که هم تیمی‌های من بودند، روی تاکسی کار می‌کردند.»

مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت! برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد. روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.

رحمتی در ماشین می‌خوابید!

سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن - خانی آباد مسافرکشی می کرده است. او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب‌ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

صادقی مسافرکشی می‌کرد

امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد. اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!

عنایتی، کارگر ساده

رضا عنایتی از گفتن واقعیت‌ها ابایی ندارد. مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست‌فروشی می‌کرد. او بعدها به یکی از کارخانه‌های فرش‌بافی رفت و در آنجا کارگری کرد. او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول‌های زیادی به جیب زد.

ستاره وانت‌دار

عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.

دایی دست‌فروشی کرده؟

علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است. ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.

شماره هشت مسافرکش

علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

جوراب‌فروشی که مشهور شد

حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد. یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می‌زد!

مربی کارت فروش

یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود. او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.

ستاره‌ای که تاکسی پدرش را فروخت

ستاره استقلال هیچ‌گاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند. این ستاره آبی‌ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می‌گفت که این ستاره، پسرش است!

کیا، ماهر در پشم‌چینی!

مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند. او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می‌کرد. دوستان نزدیک کیا می‌گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می‌کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می‌زد تا در اموارات به او کار کند. می‌گویند مهدی در چیدن پشم‌های گوسفندان تبحر ویژه‌ای دارد!

گلر مسافرکش

وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می‌کرد. گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده‌اش را می‌داد.

ستاره‌های شالیزار!

شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!

کبوترداری!

بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند. بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند. یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت. او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد. این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 10:10  توسط hossein  | 

چطور ستاره سینمای ایران شدم ؟

نیکی کریمی

نیکی متولد ۱۹ آبان ۱۳۵۰ در تهران با مدرک تحصیلی دیپلم است. او فعالیت هنری را بازی در تئاترهای مدرسه آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات اولین بازی سینمایی خود را در ساخته ای از جمشید حیدری با عنوان وسوسه ارئه داد در حالی که فقط ۱۸ سال داشت. اما سال بعد بهروز افخمی از او برای فیلم عروس دعوت به عمل در آورد و بازی در این فیلم برگ برنده ای برای حضور جدی و مستمر در سینما. پیشنهادها یکی پس از دیگری از راه رسیدند و کریمی برای یک دهه تنها بازیگر سینمای ایران که حضورش ضامن فروش فیلم ها بود و در این میان علیرغم چند کار ضعیف مابقی آثارش جملگی آثار با ارزش از کارگردانهای معتبر بودند.

مهناز افشار

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد ۱۳۵۶ می‌باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنجالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

ثریا قاسمی

ثریا قاسمی سال ۱۳۱۹ در تهران متولد شد. اوایل دهه ۱۳۴۰ با گویندگی رادیو کار حرفه ای خود را شروع کرد و سپس به تئاتر رو آورد. در همان سال ها به دوبله هم پرداخت و در سریال پرهوادار "بالاتر از خطر" صحبت کرد. در نمایش هایی مثل "آنتیگون" و "از پشت شیشه ها" (رکن الدین خسروی) و "آندورا" (حمید سمندریان) روی صحنه رفت.

افسانه بایگان

شروع فعالیت هنری بایگان با بازی در فیلم کوتاه بوق در سال ۱۳۵۱است. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم گمشده (مهدی صباغزاده) در سال ۱۳۶۴ است. با بازی در مجموعه تلویزیونی سربداران (محمدعلی نجفی، ۱۳۶۳) ایفای نقش مقابل دوربین را تجربه کرد و پس از آن بلافاصله به سینما راه یافت. او در دهه شصت پرکارترین بازیگر زن سینما بود.

رویا نونهالی

متولد بیست و چهارم بهمن ۱۳۴۱ در تهران هست. لیسانس رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گرفته است. شروع فعالیت او از سال ۱۳۶۲ با نمایش غم غریب غربت بود.

پانته آ بهرام

در عرصه تئاتر با کسب بیش از پنج جایزه از جشنواره های متفاوت تئاتر، یکی از بهترین‌ها بود. با بازی قدرتمندش در مجموعه تلویزیونی "مسافر" (سیروس مقدم، ۱۳۷۸) به شهرت رسید و بعد از آن فعالیت خود را در عرصه سینما متمرکز کرد. بازی او در فیلم "چهارشنبه سوری" یکی از بهترین‌های کارنامه سینمایی بهرام است.

نیوشا ضیغمی

دوره بازیگری کانون سینما گران جوان با سریال در چشم باد مسعود جعفری جوازانی در سال ۱۳۸۲ کار حرفه ای را آغاز کرد. یک سال بعد با بازی در فیلم تردست محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که محمد علی سجادی نام او را در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد. بعد از تجربه تردست محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم شوریده در اواخر سال ۱۳۸۳ انتخاب کرد. نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم شوریده گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره ۲۴ فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند که خودش گوشه ایی از موفقیتش را بازی در فیلم شوریده و همکاری‌اش با محمدعلی سجادی می‌داند.

لادن طباطبایی

وی ابتدا با گرایش نمایش عروسکی به تحصیل پرداخت که حاصل آن چند تجربه عروسک گردانی، نمایشنامه نویسی عروسکی و کارگردانی دو نمایش (مهمانهای ناخوانده، به شیوه زنده) و (جوجه طلایی، عروسکی) بود. سپس با تغییر گرایش به رشته بازیگری فعالیت خود را در این زمینه متمرکز کرد. در بهمن ماه ۱۳۷۳ با ارایه پایان نامه نظری و عملی از دانشکده فارغ التحصیل شد. پایان نامه نظری وی تحت عنوان "بازیگر و اشیا" به بررسی ارتباط بازیگر و اشیا از دیر باز تاکنون می‌پردازد و ضمن نگاهی به دیدگاههای پیشینیان به نقش و حضور اشیا در حیطه نمایش و زندگی، کارکرد اشیا را در جریان نزدیکی به نقش بررسی می‌کند.

باران کوثری

با بازی در فیلمهای مادرش به سینما‌ آمد. و سرانجام در فیلم "زیر پوست شهر" بود که خوش درخشید. باران کوثری سال ۱۳۸۱ را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: "رقص در غبار". بازی او در "خوابگاه دختران" فراتر از حد تصور است. باران کوثری سرانجام یکی از درخشان‌ترین بازیهایش را ارائه کرد و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و چرا از آن خود کند: "خون بازی".

آناهیتا همتی

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "هیوا" فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد. بازی او در مجموعه تلویزیونی پر طرفدار "مسافر" شاید یکی از نقاط درخشان بازیگری او می‌باشد. در سال ۱۳۷۲ با نمایش تنبورنوازان (هادی مرزبان) بازی در تئاتر را آغاز کرد و در سال ۱۳۷۴ با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه های بسیاری بازی کرده است. آناهیتا همتی بازی در سینما را در سال ۱۳۷۵ و با فیلم به نمایش درنیامده افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی) آغاز کرد و اولین فیلمی که از او بر پرده سینماها به نمایش درآمد در سال ۱۳۷۸ و با نام عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده) بود. آناهیتا همتی هیچگاه ندرخشید. هیچگاه آنطور که باید دیده نشد، اما حضور فعالش در تلویزیون و بازیهای روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترین بازیگر تلویزیونی باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 23:18  توسط hossein  | 

چند جمله مهم

ابن سینا
من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم.
زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

نارسیس
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود،
می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد.


جورج برنارد شاو
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت،
خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد.


مونتسکیو
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد
ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد
و این مشکل است
زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.


انیشتین
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است.
نه به خاطر مردمان شرور،
بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.

نلسون ماندلا
بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه خاص تو با کسی......

یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را
مثل : بابا، مامان، پدربزرگ....

آلبرت انیشتین
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ،
زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند
و همواره هر دو ناامید میشوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 23:16  توسط hossein  | 

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمندتر هم هست؟

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمندتر هم هست؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه‌ی طراحی مایکروسافت رو توی ذهنم پی ریزی می‌کردم، در فرودگاهی در نیویورک قبل از پرواز، چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسربچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من رو دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.
گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت، گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی. هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم.
به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که میگم خدایا این بر مبنای چه احساسی اینا رو میگه.
زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم.
گروهی تشکیل دادم بعد از 19 سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت رو پیدا کنید. یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.
ازش پرسیدم من رو میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
سالها پیش زمانی که تو پسربچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم.
گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود.
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی رو جبران کنم.
گفت که چطوری؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم.
(خود بیل گیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم هرچی که بخوای.
گفت هر چی بخوام؟
گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم.
من به 50 کشور آفریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم.
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی.
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
پسره سیاه پوست گفت که: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه.
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله سیاه پوست.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 8:23  توسط hossein  | 

یوزرنیم وپسوردnod32

یوزرنیم و پسورد نود32 به تاریخ : دوشنبه 1 فروردين 1390

TRIAL

EAV

 Username:TRIAL-42854169
Password:nrv2p8tr33

Username:TRIAL-42854170
Password:3v66p3txrf

Username:TRIAL-42854168
Password:ta6au7j8pm

Username:TRIAL-42854167
Password:f4v5udj327

Username:EAV-42605380
Password:vaafttuv65

Username:EAV-42605383
Password:akaafhhb7s

Username:EAV-42605878
Password:xp3e7p3f33

Username:EAV-42606387
Password:cnhafbcmd2

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 21:57  توسط hossein  | 

یوزرنیم وپسوردnod32

یوزرنیم و پسورد نود32 به تاریخ : پنجشنبه 26 اسفند 1389

EAV

TRIAL

Username:EAV-41791952
Password:rf86b58f6v

Username:EAV-41909380
Password:2f8rkvmfp4

Username:EAV-42039125
Password:jthv8cbbs6

Username:EAV-42129255
Password:exed7uc86f

Username:TRIAL-42854169
Password:nrv2p8tr33

 

Username:TRIAL-42854170
Password:3v66p3txrf

 

Username:TRIAL-42854168
Password:ta6au7j8pm

 

Username:TRIAL-42854167
Password:f4v5udj327
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 12:12  توسط hossein  | 

هواپیمای پادشاه برونئی از طلا

این هواپیما متعلق به سلطان حاجی حسن البولْکیاه معزالدین والدوله ، پادشاه برونِی (برونئی)، کشور اسلامی سلطان نشین مشروطه در آسیای جنوب شرقی ، می باشد.

به گزارش مشرق، در سال 2008 طبق آماری که فوربس اعلام داشت، وی جزء لیست ثروتمندان جهان اعلام شد. در این لیست حسن بولکیا رتبه شانزدهم را با ارزش مالی 23و1 بیلیون دلار را کسب نمود.
این هواپیما که هواپیمای خصوصی پادشاه برونی است، از طلا ساخته شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 0:6  توسط hossein  | 

گربه کره خر !!!! ...

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه. وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین. بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.

یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره. مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟" زنش می گه آره.
مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:45  توسط hossein  | 

داستانی از چرچیل، روزولت و استالین !!!! ...

آورده اند که روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ‌های پی در پی آن روز تاریخی!
برای خوردن شام با هم نشسته بودند.
در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛
چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد؟
روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرفنظر کرد.
بعد نوبت به استالین رسید.
استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش
را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد.

در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر دوتاتون سخت در اشتباهید!
شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره، روزولت گفت چطوری؟
چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد!
چرچیل گفت دیدید حالی‌ که چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:44  توسط hossein  | 

هدیه ای ویژه برای مادر !!!! ...

چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ، صحبت کردن.
اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم . دومی گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره..
چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا" تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه ..من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم.به هر حال ممنونم.
مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.
ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم
ملوین عزیز ترینم ،تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
جوجه ، خیلی خوشمزه بود!! ممنونم !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:41  توسط hossein  | 

یوزرنیم وپسوردnod32

Username:EAV-42297375
Password:f5dk2rmneh

Username:EAV-42297381
Password:45dahajsh3

Username:EAV-42298287
Password:afbbttb2jc

Username:EAV-42298297
Password:6pxd5jkdt3

Username:EAV-42298307
Password:2vmedats6n

Username:EAV-42298328
Password:pdxkxpbkr2

----------------------------

Username:TRIAL-42854169
Password:nrv2p8tr33

Username:TRIAL-42854170
Password:3v66p3txrf

Username:TRIAL-42854168
Password:ta6au7j8pm

Username:TRIAL-42854167
Password:f4v5udj327

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:36  توسط hossein  | 

اس ام اس تبریک نوروز ۱۳۹۰

خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما :

هزار و سیصد امید

هزار و سیصد و نود بهروزی

هزار و سیصد و نود لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد
.
.
.

روز اول سال آدم به آدم میرسه  ، اما اس ام اس به آدم نمیرسه !

سال ۱۳۹۰بر شما مبارک

.

.

.

عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال نو مبارک

.

.

.

امیدوارم عید با بوسه هایش، بهار با گلهایش و سال نو با امیدهایش بر تو ای عزیزترین مبارک باشد.

.

.

.

صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود / دریا بشوی تو ، ساحلت خواهم بود

ای یار اگر تو قایق عشقم باشی / من هم ملوان زبلت خواهم بود !

سال نو را به تو عشقم تبریک میگم

.

.

.

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار / نوروز، جاودانه ترین جشن روزگار

نوروز مبارک

 

.

.

.

برآمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال / مبارک بادت این روز و همه روز

نوروزتان پیروز

.

.

.

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها

ای تدبیر کننده روز و شب

ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر

حال مارا به بهترین حال دگرگون کن

سال نو مبارک

.

.

.

دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون ما رو دور نریختن گرم،

ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم!

سال نو  مبارک

.

.

.

لحظه ای که سال تحویل می شه ، تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال نو مبارک

.

.

.

سال ۸۸ با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد امیدوارم

سال ۹۰مثل اجدادش نارفیق نباشه  و با ظهور آقا رفاقت خودش رو ابدی کنه . . .

به امید ظهور آقا ، سال نو مبارک

.

.

.

سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند

و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

عید نوروز مبارک

.

.

آمد بهار و گل رخ من در سفر هنوز / خندید و ابر چشم من از گریه تر هنوز

آمد درخت گل به بر امّا چه فایده؟ / کان سرو گلعزار نیامد به بر هنوز

اللهم عجّل لولیک الفرج

.

.

.

مُدّعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار / من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

گل من را بهاری بی خزان است / گل من مهدی صاحب زمان است

اللهم عجّل لولیک الفرج

.

.

.

یادت باشه : تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه !

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 8:17  توسط hossein  | 

انتگرال

یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه...!

بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!
یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه دارن داد می زنن:
انتگرال بگیر...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 9:3  توسط hossein  |